تبليغاتX
یک شب هزار بوسه

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

یک شب هزار بوسه



88.8.8

ـ کاش جای این همه  هشت من و تو کنار هم بودیم

جمعه هشتم آبان 1388 توسط یک قطره آب |

شیمی

ـ روزی همچو شبنم کویر دلت را بوسه باران میکنم

ـ کم غصه بخور .نمکش سخت حل میشه!

 

 

چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط یک قطره آب |

بربادرفته

ـ گاهی از اینکه زندگیم اینقدر شبیه اسکارلته وحشت میکنم

ـ اما

ـ هنوزم نمیدونم تو اشلی هستی یا رت؟؟

دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 توسط یک قطره آب |

بازم بدون شرح

ـ من نبودم

ـ تو نبودی

ـ او نبود

                                          ـ هنوزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                    ـ اما باید بباشیم      

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 توسط یک قطره آب |

بدون عنوان

ـ نه دستم نه دلم به نوشتن نمیره کدوم کلمه رو پیدا کنم که نشون بده دستایی رو که حرکت کردن و چشم انتظار برکت خدان

- کی دیگه باور میکنه که حکومت با کفر و گناه پایدار میمونه اما حکومت ظلم .......................

ـ کی قراره دستای ندا رو گرم کنه؟

ـ امید کجاست ؟ بقیه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ـ من چیکار میتونم بکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ـ چطوری به ایلیا و ارمیا یاد بدم دروغ بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ـ وای گیجم ؟ نه منگم؟ نه اصلن نمیدونم  دست و دلم به هیچکاری نمیره

ـ کجاست گهواره من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ـ.......................................................................................

پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط یک قطره آب |

مات بدون کیش

ـــــــ چقدر دیر باور میکنیم

                        ـ میزان رای ملت نیست!

ـ گفتی" من رای نمیدهم پس هستم"!!!!!!!۱

ــــــــــــــــــــــــــــــکاش منم نمیشدم یه" نیست"!

شنبه بیست و سوم خرداد 1388 توسط یک قطره آب |

!

ــــــــــــ من به موسوی رای میدم

جمعه پانزدهم خرداد 1388 توسط یک قطره آب |

سرم به سنگ میخوره اما.....

ـ یک عمر با دلم تصمیم گرفتم

                             ـ عقل بیچاره خودکشو کشته شاید بتونه بهترین راه رو نشونم بده!!!

سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط یک قطره آب |

بازم خارج از موضوع

ـ دوستای گلم راحله یکی از دوستان نزدیک و خواهر وار منه که یک پسر هیجده ساله داره و بار زندگی روی دوشهای خودشه

ـ عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد هم هکرم لو رفت هم ایمیلامو پس گرفتم . وپسوردامم مثنوی هفتاد من کاغذ کردم! گرچه دلم براش یه عالمه سوخت که چقدر بچه گونه میخواست ابراز عشق کنه!

ـ من هنوز درگیرم و با سر زدن به وبلاگهای همه شما انرزی میگیرم حتا اگر فرصت  نوشتن کامنت رو پیدا نکنم

ـ و در آخر اینکه هنوز مجاب نشدم که رای بدم

شنبه نهم خرداد 1388 توسط یک قطره آب |

خارج از موضوع و مهم

ـ سلام دوستان مهربانم

ـ راحله داره مراحل شیمی درمانی و رادیو تراپی ر توام میگذرونه و هنوز نیاز به دعاهای همه ما داره

ـ زاستی یک نفر ایمیل های منو هک کرده اگه تو لیست من بودین لطفن قبل از اینکه اسیبی به کامپیوترتون بزنه گشتا رو حذف کنید

- لطفن داملارو اد کنین ( البته حدس میزنم طرف غریبه نیست اما اگه کسی میتونه کمکم کنه ممنون میشم ایمیلها و عکسهای با ارزشی داشتم)

ـ بازم برای راحله من یه عالمه دعا کنین و منو ببخشین نمیتونم سر بزنم قول میدم همه ارشیوتونو با نظرات دبشم بعد از بهتر شدن حال راحله مزین کنم بقول یکی قول پیشاهنگی

ـبوستون دارم

پنجشنبه هفتم خرداد 1388 توسط یک قطره آب |

سنگ پا

ـ تمام تجارب درمانیه من میگه برای ترک پا هیچ دارویی مناسبتر از سنگ پا نیست

                           ـ مخصوصن از نوع قزوینیش!

-برای از بین بردن سرطان راحله باید سنگ پا بشیم و مصر

                                        ـ از نوع قزوینیش!!!!!!!!!!

شنبه دوم خرداد 1388 توسط یک قطره آب |

من ولی دلم گرفته

ـ دوستان من درگیر بیماری سرطال راحله عزیزم هستم که تحت درمان رادیو تراپیه و شاید کارش به عمل جراحی کبد بکشه براش دعا کنید تا با خبرای خوب برگردم

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 توسط یک قطره آب |

بهانه ای برا ی بوسیدن

ـ مادر بزرگم که همیشه بیش از مادر برایم بودی

                      ـ روزت مبارک

                                                          ـ همه مادران روزشون مبارک

دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط یک قطره آب |

عجب صبری خدا دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ـ هفته ای عشقولانه  همچو شقایق داشته باشید

ـ پنج شنبه عصر با یکی از دوستانم قدیمیم که شاید اگر اون موقعا در شرایط دیگه ای با هم آشنا میشدیم یا با هم ازدواج میکردیم و یا حداقل دوست دختر و پسر میشدیم قرارملاقات داشتم که البته در شرایطی اشنا شدیم که به دوتا دوست که خالی ازهر قضاوتی با هم راحتند تبدیل شدیم یعنی بی هیچ ترسی میتونیم برای هم درددل کنیم و خودمون باشیم

ـ والبته الان هردو متاهلیم و اون یه پسر داره و من دوتا!

ـ میون صحبتها وقتی همه اتفاقات هیجان برانگیزو که نمیشد تلفنی و اس ام اسی تعریف کرد برای هم تعریف کردیم و تو سرو کله هم زدیم( اون ساکن شهر دیگریه و ملاقاتهای ما با فواصل طولانی اتفاق میافته) صحبت به اینجا کشید که بهش بگم مسعود دوست داشتم برای روز ...... برات شاخه ای گل بفرستم که نبودی و نشد نگاهی عاقل اندر سفیه بهم کردو گفت یعنی میخواستی بهم تبریک بگی ایندفعه من با تعجب نگاهش کردمو گفتم خوب معلوم آره  گفت روز داروساز کی یه بگو تا یادم باشه بهت تبریک نگم

ـ گفتم یعنی چی؟ گفت این مسخره بازیارو تمومش کن خوب شد که نفرستادی چون باخودم فکر میکردم عقلتو از دست دادی که پولتو میریزی دور گفتم وا مگه تو به کسی گل هدیه نمیدی؟ گفت من اصلن به کسی هدیه ندادم

ـ فقط یکبار می خواستم روز ولنتاین یه خرس بهت هدیه بدم که بهم رو ندادی و منم خرسو به پسر برادرم هدیه کردم( آیکون دوشاخ روی سر من)

ـ گفتم یعنی تو غیر از اون یه دفعه به کسی هدیه ندادی؟  گفت نه .پرسیدم وقتی کسی بهت هدیه میده چه احساسی داری؟

ـ گفت هیچ احساس خاصی ندارم خوب صاحب چیزی شدم فقط همین!!!!!!!!!!!!!!

ـ ومن باز در عجب موندم که خدایا آدمارو چطوری اینقدر متفاوت از هم آفریدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 توسط یک قطره آب |

من ؟ تو؟ ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!


ـ من هرگز قفسی برای تو نمی شوم

ـ اگر تو پرنده من باشی

                                    ـ روزی دل من

                                                         ـ خانه و آشیانه جاودانه تو خواهد شد

 

چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 توسط یک قطره آب |

زیبایی اما..............

ـ سالها اومدن و رفتن

ـ بدون اینکه ببینمت

ـ آخه با بودنت تو زندگیم

                            ـ هیچ وقت شب نمیشه

............................................................. .ـ ماه شب چارده من!

                                 

 

شنبه پنجم اردیبهشت 1388 توسط یک قطره آب |

خارج از موضوع

میشه برای من بیسواد صداهای نام خانوادگی این همکار محترم رو مشخص کنید

*پیوست* جای همه اونایی که قول دادن و نیومدن ما که مهمون علیرضاشدیم سیب زمینی خوردیم!ای نامردا

پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 توسط یک قطره آب |

وصل فاصله ها

ـ سالهاست در آغ*وش هم

                                ـ عش*قبا*زی می کنند

            ـ سکوت تو

             ـ انتظار من

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 توسط یک قطره آب |

عشق هنوز زنده است

ـ دارم قرمه سبزی میپزم

ـ با چشیدنش ماتیک روی لبهام پاک میشه

ـ همه هستندو معشوقم  نیست

..................................................ـ من هنوز  لیلی " هنر پیشه " نشدم

دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 توسط یک قطره آب |

باران بهاری

ـ باران میبارد

ـ هوا سرد است

ـ شانه هایم کتت را نمی خواهند

...........................................................ـ در آغوشم بگیر

دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 توسط یک قطره آب |



باش تا عشق بسازیم
daamlaa76@yahoo.com

اوای موج
سواپ پارتی
کلبه عاشقان
کالسکه های آشنایی منو بهترینم
کهنه رباط
خط کشیده ها
سایه
بی تبار
روح بیکار
گنجشکک
او رویای مرا ویران کرد
هستی
دیزگاه
آینه های ناگهان
میثم و غزاله
امیر اخوان
بهار
فردیس
جاری سپید لحظه ها
فریاد باران
مسیر زندگی
رضا سلیمانی
دختری که زن شد
سکوت اشک
الهه
بانوی شرقی
زندگی گیسو
یه شوهر خوب
بی صاحاب
فقط عاشق ها وارد شوند پی ام
در کوی عشق
آردهای بیخته
یه شب ِ مهتاب"
دوراهی
رنگارنگ
رز زرد کوچولوم
دختری لای در گیر کرده
اسیر خاک
قاصدکی در مرداب
مهربانو


My blog is worth $0.00.
How much is your blog worth?